غروب های جمعه
دوشنبه 13 اسفند ماه سال 1386

*غروب های جمعه*

 

غروب های جمعه دل تنگم مثل ابر 

 

مثل آسمان گرفته, خاکستری رنگم

 

 

آدم ها مثل سایه هایی تاریک

 

 می گذرند و نمی پرسند از دل تنگم

 

 

و من تنها به آسمان و غروب می اندیشم

 

 آه! خورشید که می رود آب می شود دل سنگم

 

غروب های جمعه تو بودی در کنارم

 

 ای فرشته ی مهربانی ای مادر قشنگم

 

 

می نشستی به بالینم چه گرم

 

 سر به شانه می نهادم, نه انگار که دل تنگم

 

و تو در یک غروب جمعه رفتی و من

 

برای همیشه غروب های جمعه دل تنگم

 

 

به یاد نوشین             

 

 

به زبان مرجان

 

 

***************************

 

 

 





Powered by WebGozar